15151522 وبلاگ شخصی

وبلاگ شخصی

فردا روز پدر است اما من دلم نمیخواد فردا از زاه برسه

الان همسری رفته باشگاه،موندم به بابام بزنگم یا نه !

میترسم بزنگم بعد یه جورایی بشه که پیش بابام و همسری ضایع شم از طرفی هم میترسم نزنگم و بابام بیشتر ازم دلخور بشه

نمیدونم همسری میذاره برم و برای بابام هدیه ببرم ؟

برای روز مادر که کلی منو غافلگیر کرد و گفت برو برا مامانت یه چیزی بخر که فردا ببرمت خونشون.خدا کنه این دفعه هم همینطور رفتار کنه.به خدا دیگه از این همه استرس و غصه خسته شدم اما بازم نا شکری نمیکنمو میگم خدارو شکر هر چی خدا بخواد.انشاالله یه روز میرسه که همسری و خانوادم از خر شیطون پیاده میشن و دست از لجبازی با هم برمیدارن فقط خدا کنه من اون روز زنده باشمو اون روزو به چشم ببینم.تورو خدا قابل بدونیدو برام دعا کنید

نوشته شده در 2 / 3 / 1392ساعت 3:33 PM توسط لیلا| |

سلاااااااام..............................

اگربه خرید یک هدیه شیک و مناسب برای پدر،همسریا آنانکه دوستشان دارید به مناسبت روز مرد تمایل دارید

بشتابید........................................بشتابید..............................

از جدیدترین و لوکس ترین جواهرات،تسبیح وسنگهای زیبای جواهربازار دیدن فرمایید

www.javaherbazar.com

انگشتر،تسبیح،ساعت،مدال،زنجیر،فریم،جعبه جواهر،فیروزه،عقیق،سرویس،نقره،دلربا،استیل،کوارتزو..............................

شما دوست عزیز می توانید با استفاده از کد تخفیف زیر از تخفیفهای این مجموعه بی نظیر بهره ببرید

کد تخفیف=24182418

نوشته شده در 1 / 3 / 1392ساعت 3:49 PM توسط لیلا| |

سلام..................

دیشب سومین سالگرد ازدواج من و همسری بود
 

از یه طرف خیلی خوشحال بودم

از یه طرفم ناراحت

خوشحال بودم چون سه ساله که با عشقم خوشبخت داریم زندگی میکنیم و

ناراحت بودم چون هیچکس را نداریم که بهمون تبریک بگه

البته خواهرم اس ام اس زد و گفت:

بهترین ملاک برای شناخت میزان عشق دو نفر به یکدیگر

این است که تصویر پیر شدن آنها در کنار یکدیگر هردو را خوشحال کند

 

سالگرد ازدواجت مبارک عزیز دل

 

من برای همسری یه شلوار خریدم

عشقمم برام رز آبی خریده بود با یه جعبه شیرینی

واقعا غافلگیر شدم

خیلی خوشحال شدم

به حدی که اگه گرونترین کادو را هم برام میخرید اینقدر نمیتونست خوشحالم کنه

دیشب ماکارونی درست کردم آخه همسری خیلی دوست داره

کیک هم پختم و یه تاپ سفید دارم که خود همسری قبلا برام خریده

با یه دامن که خودم دوختم را پوشیدم

موهامم وقتی از حمام آمدم سشوار نکردم و یه حالت فر قشنگ گرفت

کادوهامونو به هم دادیم وتبریک گفتیم

همسری رفت باشگاه

 

بعدشم اومد شام خوردیم بعد هم ژله و کیک و میوه و شیرینی

بعد هم جیش بوس لالIn Loveا

نوشته شده در 1 / 3 / 1392ساعت 3:27 PM توسط لیلا| |

سلام

 

خیلی وقت بود که میخواستم خاطراتمو بنویسم

اما به هزارو یک دلیل نشد که بشه

تا اینکه امشب بالاخره یا علی گفتمو شروع کردم

نمیدونم چرا مینویسم

اما خوشحال میشم اگه نظری داشتید برام بذارید

البته از پذیرفتن نطر خصوصی و تبلیغات معذوریم

 

 

نوشته شده در 21 / 2 / 1392ساعت 10:36 PM توسط لیلا| |